ميرزا محمد حيدر دوغلات
311
تاريخ رشيدى ( فارسي )
سپاهان آن عصر بود به نواب ميرزا سپرد و ترك سپاهىگرى كرد و به ميرزا در اقطار اكابر و مصاحبان ملازمت مىكرده ، به آنچه ممكن بود و مهمات ارباب حاجات را در خانه مىساخت و ترتيب اهل فضل مىكرد و اين هم حاصل املاك خود را در خيرات براى آخرت صرف نمود . بقاع و مساجد و عمارات بسيار كرد كه اين زمان نيز در خراسان بسيار باقى مانده است . غالبا كم كسى را آن مقدار عمارت كردن ميسر شده باشد . هيچكس از اهل فضل نيست كه من وجهى مرّبى او نباشد و او مردى بود در غايت ظرافت و اندام . همه كس را مىخواست كه همان رنگ در غايت ظرافت و اندام باشند و اين بر خلايق دشوار مىآمد و از اين جهت رنجشها مىشد و به مير على شير غير نازكى و زود رنجيدن عيب ديگر نمىيابند و مع هذا ، الحق كه مرد فاضل و دولتمند بود و تمام عمر گرامى را به تجرد و خيرات گذرانيد . بيت : حاصل دريا نه همين دُر بود * يك هنر از آدمى پر بود خاصه كه او را به غير يك عيب ، عيب ديگر نبوده است . و امير شيخم احمد ؛ تخلص او سهيلى است . او نيز از امراء بزرگ سلطان حسين ميرزا است . اشعار نيك دارد و خمسه را جواب كرده است . و حسن على جلاير ؛ تخلص او طفيلى است . وى نيز از نواب ميرزا بود و مدتها پروانچى بود در قصيده لانظير است . ما حى سلمان و ظهير است . قصيدهء دارد در رديف شكست ، همانا كس آن قصيده را مقدار او نگفته است ، چند بيت از آن ثبت مىنمايد ، ابيات : نخل قدت جلوه كرد قدر صنوبر شكست * لعل لبت خنده زد قيمت گوهر شكست پسته تو غنچه را خون به درون زد گره * غنچه تو پسته را خنده به لب در شكست